مثل الان که تو می خوای بری دندونپزشکی و من نمیخوام بیام خسته ام .می دونی صبح رفتم کرج و برگشتم.الان هم میخوام برم مامانبزرگمو ببینم.
تو دوباره زنگ زدی .آخ بعضی وقتا می بینم که دوستت دارم.الان وجدان درد دارم که باهات نیومدم عزیزم.
امید وارم روکش دندونت خوب باشه.راستی اون منشی خوشگله رو نگاه نکنیا.
شب هم خوب بخوابی .
به کسی که اینو نمی خونه و اصلا نمی دونه وبلاگ دارم.
بعد به کسی که می خونه:
چقدر دوست دارم برم شمال .عید سرد بود.ولی الان پر بهار نارنج... می دونم .تعطیلی خرداد بریم خوبه
