تبليغاتX
تو تنها نیستی
چرا اینقدر داری اذیتم می کنی؟ من به اندازه کافی مشکل دارم.تو هم داری نمک می پاشی .

با من اینجوری حرف نزن.برو هر کاری می خوای بکن.ولی با من با من اینجوری حرف نزن. چرا می خوای رویاهامو خراب کنی؟ چرا مثل همه شایدهم بدتر شدی؟چرا نمی ذاری حداقل تو رویاهام با تو خوش باشم؟ چرا نمی خوای دلخوشیم باشی.من که کاری بهت ندارم.چرا با حرفات اذیتم می کنی؟چرا میخوای فکر کنم تو بدی چرا؟چرا؟

+ نوشته شده توسط نگار در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 14:11 |
دوست ندارم در باره دیدنت تو پارک ستار خان وحرفهای روز بعدمون هیچ چی بنویسم

فقط مطمئنم که ما همدیگرو دوست داریم.من که عاشقتم .اینو جدی بگیر.

 

 

+ نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 11:47 |
عشق تو شد چون دام بلا   كرده پريشان حال مرا

چه چاره كنم با جدايي تو

چرا شعله بر آشيان نزنم      به دست خود آتش به جان نزنم

اگر غير تو در جهان با كسي آشنا شده ام پشيمانم پشيمانم

اميدم تويي نااميدم نكن جز تو ياري ندارم

 

+ نوشته شده توسط نگار در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 18:17 |
تو بزرگترین آرزوت چیه ؟ بگو دیگه بگو

-پیش تو باشم .-الان یا همیشه؟-همیشه.تو چی ؟

-یه قصر داشته باشم .با سکه های طلا که تموم نمیشن .با یه عالم حوری .بعد تو طلا ها و حوریا غلت بزنم

من تو رو بیشتر دوست دارم تا تو منو می دونی؟

- نه .نمی تونی ثابت کنی-از آرزوهامون معلومه

-خوب تو ملکه من میشی

-نه من می خوام تک باشم.-خوب من همه رو بیرون می کنم.دست مارو تو پوست گردو نذاری.بعد نیای.

-راستی یه دلیل دیگه .اگه من یه ماه بهت زنگ نزنم تو زنگ نمی زنی

-خوب آخه من مصلحتو در نظر می گیرم تو نه

-من  دوست دارم کارهای احمقانه انجام بدم دیوونه بازی .

-باز سر دو راهیم .همون دو راهی که از اول بود.نمی دونم با تو چیکار کنم؟

-من سر دو راهی نیستم.شعر فروغ به من آرامش داده.

آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست

 

+ نوشته شده توسط نگار در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 10:3 |
تو در چشم من همچو موجی
خروشنده و سركش و ناشكيبا
كه هر لحظه ات می كشاند بسوئی
نسيم هزار آرزوی فريبا

تو موجی
تو موجی و دريای حسرت مكانت
پريشان رنگين افق های فردا
نگاه مه آلوده ديدگانت

تو دائم بخود در ستيزی
تو هرگز نداری سكونی
تو دائم ز خود می گريزی
تو آن ابر آشفته نيلگونی

چه می شد خدايا ...
چه می شد اگر ساحلی دور بودم؟
شبی با دو بازوی بگشوده خود
ترا می ربودم ... ترا می ربودم

+ نوشته شده توسط نگار در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 10:27 |
با من رجوع کن

من ناتوانم از گفتن

زيرا که دوستت مي دارم

زيرا که دوستت مي دارم حرفي است

که از جهان بيهدگي ها

و کهنه ها و مکررها مي ايد

با من رجوع کن

+ نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 10:30 |
گریه نکن که سرنوشت مرا از تو جدا کرد

عاقبت دلهای ما را با غم هم آشنا کرد

ای شکسته خاطر من روزگارت جاودان باد

 بعد هر دوستت دارم اما نیار .من خودم همه چیزو می دونم نمی خواد هی بگی.

 

+ نوشته شده توسط نگار در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 13:44 |

 

شریک سقف من نیستی
بذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوارو
شریکم باش . شریکم باش . شریکم
شریک عمر من نیستی
بیا هملحظه باشیم و همین یک لحظه دیدارو
شریکم باش . شریکم باش . شریکم
فقط در هفته . یک لبخند . لبتو قسمت من کن
اگه خورشید من نیستی . بیا و شمعو روشن کن
تمنای شرابم نیست . یه جرعه آب شریکم باش
کنار چشمه رویا . یه لحظه خواب شریکم باش
شریک سقف من نیستی
بذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوارو
شریکم باش . شریکم باش . شریکم
شریک زندگیم نیستی . شریک آرزویم باش
اگه نیستی کنار من . بیا و ر
وبرویم باش
سلامی کن گه و گاهی . به نام آشنا بر من
همین اندازه هم بسه . برای شور دل بستن
غزلخونم نباش اما به حرفی ساده شادم کن
اگه دیدی منو . بشناس . نمیگم اینکه یادم کن
یه عشق نا به سامانو چه سامانی از این خوشتر
شکایتنامه دل رو چه پایانی از این خوشتر؟
شریک سقف من نیستی
بذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوارو
شریکم باش . شریکم باش . شریکم
شریک زندگیم نیستی . شریک آرزویم باش
اگه نیستی کنار من . بیا و روبرویم باش

+ نوشته شده توسط نگار در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 9:33 |
سلام

سلام بی معرفت کجا بودی؟........می دونم ناراحت شدی ولی خواستم خودت راحت باشی

دوسم داری هنوز؟      

من دوست دارم خوشگلم دوست دارم عزیزم ولی شرایط یه جوریه که نمی تونیم زیاد با هم باشیم.

می خوام ازدواج کنم. - اذیتم نکن با این حرفات

امروز چه رنگی هستی؟ تو شیطون هم میشی؟-بعضی وقتا -واسه من چی؟-نه

-داشتم حرف میزدما .-رسید؟ -من گفتم نچ.

می خوام خودم زندگیمو تعیین کنم-اما تو مجبوری منتظر زمان بمونی.

من باید ۵۰ سال پیش به دنیا می اومدم.-زمان فروغ؟

میای باهم خود کشی کنیم؟منم مثل تو به پوچی رسیدم

اگه گریه کنی منم باهات گریه می کنم............................

از این خواب عاشق کش بد  از این فکر باید نباید نجاتم بده

+ نوشته شده توسط نگار در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 10:18 |
می خوام چند روزی باهات حرف نزنم اگه بتونم آخه تو بدجنس شدی

می خوام ببینم تو

دلت واقعا تنگ میشه یا نه

امروز فکر کردم می تونم برای همیشه تو رو فراموش کنم؟ نمی دونم چرا؟

منتظر نشونه هام

 

+ نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 12:40 |
دلم گرفته ناراحت شدم واقعا.

من گوشي رو ميذارم دلم برات تنگ مي شه

خوب نمي تونيم كه تا صبح حرف بزنيم

لپام گل ميندازه با تو حرف مي زنم

+ نوشته شده توسط نگار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 18:23 |
:"من الان تو سني نيستم كه بخوام بيخودي باهات حرف بزنم يه مدت و تموم بشه .من دوستت دارم.من نمي خوام به خاطر من زندگيت خراب بشه.نمي دونم مي تونم برات كاري بكنم .بايد يه تصميم درست بگيرم شيرين من."

+ نوشته شده توسط نگار در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 8:17 |
بگو تو مال منی می خوام مال من بشی

-نمی تونم اینو بگم

چرا ناز می کنی واسه من؟ بگو مال منی..............

-نمی تونم

خوب خوشگل من که هستی آب نبات

-کاشکی من اونجا بودم.

اینجا بودی اذیتت می کردم.برات کشیک اضافه می ذاشتم که بیشتر ببینمت....  کشتی که منو

غایب همیشه حاضر  تو رو حس می کنم اما کاشکی چشمام تو رو می دید

 

 

+ نوشته شده توسط نگار در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 8:48 |
رفتیم پارک

قبلش رفتم یه کفش  کالج قهوه ای کرم خریدم که با مانتوم و کیفم ست بشه تو این گرما

بعد کفش قبلیمو گذاشتم تو یه پلاستیک تو کیفم!

ساعت ۶ رو صندلی پارک نشسته بود

قدم زدیم و نشستیم

اینجوری نگام نکن .............

من تو رو هیچ وقت یادم نمی ره. بیا قول بدیم به هر جایی که رسیدیم هوای همدیگرو داشته باشیم 

 فقط یه لحظه سرتو بذار رو شونم چه حس خوبی بود

کم بود می خوام ضربان قلبمو بشنوی که برات می زنه

چه موهای نرمی داری.خوشگل من تو شبیه هنر پیشه هایی........

می خوای همینجا پیش هم بمونیم

-راپونزل دیدی قلم جادویی داشت هرچی می کشید واقعی می شد؟

ـکجاست بگم چیزایی که نداریمو برامون بکشه. تو رو برام بکشه اول از همه چشاتو اگه بتونه به این خوشگلی بکشه

من هیچ وقت تورو یادم نمی ره ملوس دوست داشتنی

من احساس خاصی به تو دارم احساسی که ربطی به اینکه تو  xx هستی و منxy نداره.

ولی نمیشه به تو فکر نکرد.

 "شاید یه روز روزی که برای همیشه خواستیم از هم جدا شیم آدرس وبلاگمو بهش دادم "

+ نوشته شده توسط نگار در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 9:3 |