تبليغاتX
تو تنها نیستی -
دیشب ساعت ۳ و نیم از خواب بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد.به تو فکر می کردم.

چقدر جالبه که تو هم همینطور بودی.من دیگه مطمئنم که این عشقه .

چشمات که حرف نداره

همه چیزت میزونه

دیروز حس خاصی به شما داشتم وقتی حرف میزدی و نگات می کردم.

من :خوب یا بد ؟

خودت چی فکر میکنی ؟

من:خوب دیگه

نه عالیه

می خوابم که خوابتو ببینم

آخی نازی دیشب شام نخوردی؟

به من نمی گی خانمی چرا ناراحتی؟

.................................

 

 

+ نوشته شده توسط نگار در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 16:26 |