گل من گوهر من کاش اینجا بودی
جان من جوهر من کاش اینجا بودی
-دلم برات تنگ میشه همینکه که گوشی رو میذارم
-فدای اون دل کوچولوت .من چیکار کنم.تو بگو من چیکار کنم؟ کاش می تونستیم بیشتر پیش هم باشیم.توخانوم منی .خوشگل منی.دوستت دارم.
-تو خیلی خوبی همونی که همیشه می خواستم.مهربون .پاک.رومانتیک .شاید به خاطر اینه که مثل من متولد اسفندی .تو با همه فرق داری.
- دیگه دستتو از تو دستام بیرون نیار باشه؟
-ترجیح می دم هیچ تماس فیزیکی با هم نداشته باشیم.باشه؟
-مطمئن باش که همینطوره .الان دارم تصورت می کنم که دستت تو موهاته.یه تیکه از موهاتو می دی به من؟می خوام پیش خودم داشته باشم.
-تو حرف می زنی دلم می ریزه.
با تو بودن ای کاش تا ابد ممکن بود
غزل ناگفته به قلم مایل بود
گل من گوهر من ........................................
+ نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت
12:24 |