تبليغاتX
تو تنها نیستی -
تو که نیستی همه جا گریه با من همسفره

تو که نیستی با دلم تک و تنها می شینم
چشمای قشنگتو لای ابرا می بینم
هی می خوام دست ببرم
ابرا رو پاره کنم
تا سحر نگات کنم غممو چاره کنم

تو که نیستی خونمون مثل یه قاب خالیه
هنوزم جای پاهات روی گلای قالیه

تو که رفتی آینهء عشق من شکست و مرد
شب اومد خورشیدمو پشت کوه غصه برد
یادمه اون شب سرد
اون شب پر غم و درد
ما ز هم دور می شدیم آسمون گریه می کرد

+ نوشته شده توسط نگار در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 17:35 |