سخن از پیوند سست دو نام و .....در اوراق کهنه یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته ب و س ه تو
-حدس می زدم موها ت انقدر قشنگ باشه.
-همونجوری که فکر می کردی بودم؟
- بهتر از اون.
من طبقه نهم اون ساختمونو از اینجا می بینم آن اتاق ساکت سرشار از سعادتهای بی بنیاد
تو عشق منی و من فقط مطمئنم که خوشگل توام وعشق تو ؟نمی دونم.منو رها کن از این فکر تنهایی
تو الان مسافرتی .منو یادت نره.می دونی بدون تو من ..........چقدر دوست دارم وقتایی که بی مقدمه با عشقی که احساسش می کنم بهم می گی :دوستت دارم .تو مال منی
با تو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میشه از تو وقت غم خوردن ندارم
چقدر موقعی که می خندی دوستت دارم.چقدر وقتی نازم می کنی وقتی دعوام میکنی دوستت دارم وقتی ناراحتی وقتی سردرگمی وقتی احساساتی میشی دوستت دارم چقدر وقتی صداتو میشنوم که با بقیه حرف میزنی وقتی می خوای مطالعه کنی وقتی جواب سوالهای منو میدی وقتی عصبانی می شی وقتی جدی میشی وقتی بد اخلاق میشی وقتی میگی گرسنته وقتی میگی من خوشگل توام دوستت دارم چقدروقتی میگی از همه چی خسته شدی وقتی وسواسهای بیخودی داری وقتی میخوای با من بمونی یا بری وقتی دستامو میگیری ...............دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
