من:شاید عاشقم باشی
تو :آره فکر کنم عاشقتم
۴ ساعت ونیم که با تو بودم مثل برق گذشت.وای چقدر خوب بود با استرس خوشی غم و تردید.
الان جاهایی که تو نشسته بودی می شینم. ازلیوانی که تو آب خوردی آب می خورم و به تو فکر می کنم.چیز برگرهایی که خوردیم با هم و هیچ چیز از مزه اش نفهمیدم چون محو تو بودم.
نوازشهای آروم تو بازوهام و موهام.می گفتی موهام پخش باشه عین بچه هام.وقتی جمعش می کنم ومی بندم عین جوجو می شم.گفتی مطمئنی که با من ازدواج می کردی .گفتی من همونم که همیشه می خواستی آروم مهربون خوشگل .
می دونی چقدر شبیه همیم من وتو؟
این آهنگ مهستی می خوند و من تو آغوشت بودم
نرو نرو که عشقمون شروع سرگذشته شب سیاه سحر میشه گذشته ها گذشته
این دل دل دیوونه گرفتار و پریشونه به جز تو هیچ کسو یار نمی دونه...
و باز موقع رفتنت گونه ها و زیر چونه ام و بوسیدی و رفتی. کجا رفتی ؟کجا بی معرفت؟
غروب جمعه که گفتی .من قلبم داره میاد تو دهنم .تو هم مثل من بودی .تحمل می کنم.
تحمل می کنم .من می تونم هرچند که خیلی سخته.:تو عشق منی:آخ دوستت دارم.
واسه من خنگ نمیشی .خنگول منی؟:نه:عروسک منی تو.
اینو بدون که عروسکت قلب داره.بدون تو می میره ولی بهت نمیگه که اذیت نشی.
تو دلت می خواست اونروز که پیش هم بودیم وبلاگمو بخونی من آدرسمو ندادم.نمی خوام بفهمی انقدر دوستت دارم. نمی خوام عشق من تو تصمیمهای زندگیت دخالت کنه.
عکسمو بهت ندادم اما پشیمونم.
تو را می خواهمو دانم هرگز به کام دل درآغوشت نگیرم
