اين چند روز كه مسافرت بودي مي خواستم ببينم زندگي بدون تو چجوريه بهت زنگ نز دم آخه مي خوام بتونم دوريتو تحمل كنم .اما همه بهم مي گفتن چقدر بهم ريختي .چقدر عصبي شدي.و انگار ۱۰۰سال بود كه صداتو نشنيده بودم.
تو:سلام بي معرفت .پيشي من خوشگل من كجا بودي دلم خيلي برات تنگ شده بود .همه جا ياد تو بودم عزيزم.
من :منو با خودت نبردي(مي دونم نميشه برما)
تو:يه بار باهم مي ريم هرجاي دنيا كه تو گفتي....
من:تو همه زندگي مني (متاسفانه ).
تو:مي خوامت.مال مني تو
ای یادواره ی خوش
ای مقصد مسلم
ای معنی سخاوت
معجزه ای یا مرهم؟
هزاران هزار بار
تو را اشک ریختم
تو را بغض کرده
به خلوت رسیدم
هزاران هزار بار
تو را خواب دیدم
تو را حین گریه
به آغوش کشیدم
+ نوشته شده توسط نگار در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت
10:25 |
