عشق من یه آدم مهربون با دل پاک وسواسی و سختگیر .من بعضی وقتا دکتر با سواد من صداش می کنم.بعضی وقتا پسر کوچولو.بعضی وقتا بابایی یه موقع دختر کوچولوشم یه وقت مامانش یه وقت دوستش گاهی عشقش .
عشق من روزه بود نمی تونستم بوسش کنم.واسه من دعا می کنه .من خیلی وقته دعا نکردم .راستی الان خیلی مریضم.برام دعا می کنین؟
ممنون از همه دوستانی که اومدن اینجا وقتی نبودم.
+ نوشته شده توسط نگار در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت
11:32 |