نمی دونم چرا نمی تونم آدمهایی که بهم بد کردنو فراموش کنم. .چقدر من ساده بودم چقدر مهربون بی آلایش آدمهایی که از سر حسادت چنان داغونم کردن که تو اوج خوشی هم یادم نمیره چه حرفهایی بهم زدن در صورتیکه من چقدر گذشت کرده بودم.وای فقط منتظرم ببینم زندگیشون ....می دونم نباید کینه ای باشم .می دونم نفرت بیشتر از همه به خودم آسیب می رسونه ولی خوب وقتی انتظار نداشته باشی و بهت خیلی بد کنن نمیشه بی تفاوت شد.البته این احساسات من اپیزودیک و باز به خاطر تغییر هورمونی شاید بیشترش.اولش می خواستم بگم حالم خوبه اما دیدم ته دلم یه چیزی هست.
حالا عشق من که خیلی بیشتر از قبل دوستم داره می گه عاشقتم عاشقت شدم دلم برات تنگ شده .دوست دارم ....و من لذت می برم از این حرفها چون دوستش دارم .قلبمو باید انقدر از این عشق پر کنم که اون کینه ها جاشون نشه.
اگه کسی تونسته نفرتو فراموش کنه به من بگه چطوری.یا گذشت بهتره یا انتقام؟
نمیشه غصه مارو یه لحظه تنها بذاره ...
+ نوشته شده توسط نگار در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت
16:34 |
